أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

413

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

امّة مذنبة و ربّ غفور ؛ هيچ جائى نباشد كه جبرئيل يا فريشتهء از ايشان در آنجا نروند و سلام نكنند و سلام بايشان رسد در پنج جايگاه : اوّل - بدر مرگ ؛ الّذين تتوفّاهم الملائكة طيّبين يقولون : سلام عليكم . دوّم - بر در بهشت ؛ سلام عليكم طبتم فادخلوها خالدين . سيّم - در بهشت : و الملئكة يدخلون عليهم من كلّ باب سلام عليكم . چهارم - در غرفات بهشت : سلام قولا من ربّ رحيم . پنجم - بنزديك لقاى أبرار و انواع نعيم بهشت « 1 » ؛ تحيّتهم يوم يلقونه سلام . [ وَ ما أَدْراكَ ] خطاب است رسول را بر وجه تعظيم شب قدر ؛ و تو چه دانى اى محمّد كه شب قدر چيست ؟ از آنكه درايت تو و دانش تو بعلوّ قدر آن نرسد آنگه هم خود بيان كرد و گفت : شب قدر بهتر است از هزار ماه يعنى قيام كردن بعبادت در شب قدر و عمل كردن بهترست از قيام كردن بعبادت هزار ماه كه در وى شب قدر نباشد . مفسّران گفتند كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چهار عابد را نام برد كه ايشان خداى را پرستيدند هشتاد سال و يك طرفة العين در وى عاصى نگشتند : ايّوب و زكريّاء و حزقيل و يوشع ؛ صحابه را از اين عجب آمد ؛ جبرئيل آمد و اين سوره آورد و باز نمود كه : يك شب عبادت تو بهترست از عبادت هزار ماه ايشان . بعضى ديگر گفتند كه : در بنى اسرائيل هيچ كس را عابد نخواندندى تا هزار ماه تمام خداى را عبادت نكردى خداى تعالى اين سوره فرستاد و گفت : اين نام امّت ترا بيك شب حاصل شود . ابو بكر ورّاق گفت : ملك سليمان هزار ماه بود ، و ملك ذو القرنين هزار ماه بود هر آن مؤمن كه اين شب را دريابد ويرا بهتر باشد از ملك سليمان و ملك ذو القرنين . ثعلبى در تفسير آورده است كه : وهب منبّه گفت : در بنى اسرائيل مردى بود نام وى شمسون ؛ در راه خداى هزار ماه جهاد كرد رسول را اين عجب آمد خداى تعالى گفت : من ترا و امّت ترا شبى داده‌ام كه عمل در آن شب بهتر است از آن هزار ماه ؛ و اين شمسون مردى قوى بود قتال ميكرد تا كافران همه از وى عاجز شدند بنزديك زن وى رفتند

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « بنزديك لقاى خداى تعالى » ابو المحاسن ( ره ) معنائى را كه از « لقاى خدا » مراد است كه رسيدن برضاى او و بهشت باشد ضبط كرده است .